تبلیغات
نغمه ی مهر 2 - متن درس آزاد پایه ی پنجم ابتدایی

الماس از تراش و انسان از تلاش می درخشد.


Admin Logo
themebox Logo
عطرسخن
آیه قرآن اوقات شرعی آیه قرآن فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

شعرانه، سایت تخصصی شعر ایران و جهان

بوستان صائب
تاریخ:سه شنبه 10 فروردین 1395-06:31 ب.ظ

متن درس آزاد پایه ی پنجم ابتدایی


عنوان: آوای کتول

بعد از چند ماه دوباره خود را در جنگل کبودوال علی آباد کتول دید. در این مدت خیلی جاها رفته بود تهران قم شیراز گنبد وعسلویه. اما هیچ جا برایش اینجا نشده بود . مهدی دل بسته ی اینجا بود . روزی هم که به ناچاربرای کار پدر  همرا ه خانواده از اینجا رفته بود با اندوه از سرزمین مادری دل کند . آنها کوهها و جنگلهاو روستاهای علی آباد کتول را پشت سر گذاشتند و تن به مهاجرت دادند.

 از شهری که در شمال کشور و در استان گلستان قرار گرفته است و با 77 هزار نفر جمعیت و 1163 کیلومتر مربع وسعت سومین شهر پر جمعیت استان می باشد .

از آنجا که از  ابتدا این شهر در دامنه رشته کوههای  البرز قرار گرفته بود در زمانهای قدیم مردم وازه ی کتول را که به معنای "شیب" می باشد به دنباله اسم آن اضافه کرده بودند. اینجا را به دلایل فراوان می توانست از نظر تنوع جغرافیای طبیعی و انسانی یک ایران کوچک بنامد . زیرا تنوع آب و هوایی دارد  و طوایف و نزاد گوناگون در آن زندگی می کنند .این منطقه از سمت جنوب به کوهستان سرسبز البرز  که ییلاقهای تابستانی زیادی در دامنه کوههای آن مانند خلیندره و مایان وافراتخته و.....را در خود جای داده است  و از سمت شمال به صحرای سوزان ترکمن و از شرق به منطقه ی فندرسک و از غرب به دشت گرگان منتهی می شود .

هفته شلوغی را پشت سر گذاشته بود .در این ظهر نسبتا معتدل بهاری سر و بدن خود را به دست آبهای خنک آبشار تمام خزه ای ایران سپرد و گوش به صحبتهای اطرافیانش که با لهجه ها و گویشهای مختلف مشغول صحبت بودند داد.آوای کتولی که بیشتر مردم علی آباد کتول با آن صحبت می کنند بیشتر به گوشش میخورد اما با توجه به اینکه این شهر یک شهر مهاجر پذیر و توریستی بود، گویش های دیگری مانند سیستانی، ترکی، کردی، شاهرودی و ترکمنی نیز به گوشش می خورد .

همانطور که شنا می کرد به یاد عروسی پسر عمویش که چند شبانه روز ادامه داشت افتاد . از آن بعد از ظهری که داماد را با ساز و دهل به حمام بردند تا شب حنابندان و عروسی که مردها و زن ها با لباسهای محلی و رنگارنگ مجمعه ها وسینی های پر از میوه و شیرینی و حنا و لباسهای عروس را بر سر حمل می کردند و مردها همراه با نوای ساز پیشاپیش جمعیت پایکوبی می کردندو می رقصیدند و زن ها با کف زدن و کل کشیدن آنها را همراهی می کردند.

یادش آمد که بعداز شام   پدرش بعنوان بزرگ فامیل در وسط مجلس میانداری می کرد و هدایا و پولها یی را که  به عروس و داماد هدیه می دادند را با صدای بلند اعلام می کرد .

با صدای پدرش از دنیای خود بیرون آمد و از آب خارج شد تا بتوانند به زمین های کشاورزی و دامداری عمویش هم سری بزنند .

 

معصو مه شکی _علی آباد کتول  




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.