تبلیغات
نغمه ی مهر میهن

الماس از تراش و انسان از تلاش می درخشد.


Admin Logo
themebox Logo
عطرسخن
آیه قرآن اوقات شرعی آیه قرآن فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

شعرانه، سایت تخصصی شعر ایران و جهان

بوستان صائب

دانلود آهنگ جدید




تاریخ:جمعه 23 مهر 1395-07:53 ب.ظ

نویسنده :ستاره ی همیشگی...

سلام









نوشته های ما را در این کانال دنبال کنید.دو هزار و شانزده911635 0

https://telegram.me/joinchat/BpxP7D8uJXq-QQnj3LWxBg



مطالب مفید آموزشی و پرورشی در ادامه ی مطلب....



ادامه مطلب

نظرات() 

تاریخ:جمعه 28 آبان 1395-10:56 ب.ظ

نویسنده :ستاره ی همیشگی...

محتوای آموزشی چیست؟.....



محتوای آموزشی چیست ؟

محتوای آموزشی یکی از بنیان های اساسی سیستم های آموزشی نوین و یکی از دستاوردهای مهم فناوری الکترونیک می باشد. محتوای آموزشی که با متن ها و تصاویر ساده بر روی لوح های فشرده آغاز گشت، امروز به مرحله مهمی از حیات و تکامل خود رسیده است. از آنجایی که کار اصلی آموزش را در روش های از راه دور و دانشجو- محور، محتوای آموزش به دوش می کشد، دقت در طراحی و تولید محتوای آموزشی امری اجتناب ناپذیر است و هرگونه حساسیت و وسواس در تولید آن کاملا توجیه شده و بحق است.

 


 با این همه برای کسانی که آموزش الکترونیکی را به لحاظ ارائه در بستر اینترنت و رایانه خود به خود امری شفا بخش می دانند، سهل انگاری هایی در طراحی این ابزار مهم یادگیری مشاهده می شود، در حالی که هرگونه سهل انگاری در این بخش تاثیر بسزایی در میزان فراگیری و آموزش خواهد گذاشت و باید در تولید این گونه درس افزارها نهایت در این مقاله به تعریف، بیان استانداردها، جایگاه محتوای آموزشی در یادگیری و نکاتی که باید در طراحی هرگونه درس افزاری دقت کرد، اشاره شده است.

 

محتوای آموزشی به مجموعه ای از عکس ها، متن ها، و انیمیشن های صوتی و تصویری گفته می شود که به کمک تکنولوژی رایانه ای پدید آمده تا یک مبحث درسی را آموزش دهد. این محتواهای آموزشی توسط مدرسان این دروس و متخصصین رایانه ایجاد می شود و برای اجرا و یادگیری در اختیار متعلمین قرار می گیرد.

با همین تعریف اولیه مشخص است که در این شیوه تنظیم و تدریس مطالب درسی از دو روش آموزشهای بصری و شنیداری به خوبی استفاده می شود.

 

محتوای آموزشی چیست ؟

بهتر است که در همین جا این توضیح را بدهیم که افراد مختلف به سه روش عمده یاد می گیرند:

روش شنیداری؛ روش بصری؛ روش جنبشی؛ و مطالعت نشان می دهد اگر در تدریس مباحث آموزشی از ترکیبی از این سه روش استفاده گردد، نزدیک به سه چهارم دانش پژوهان می توانند درس را به خوبی بیاموزند. یک چهارم باقی مانده بر روی یکی از سه روش به شدت تاکید می ورزند و می بایست با بکار گیری یکی از آنها آموزش یابند. بنابراین می توان با اطمینان گفت که اگر بتوان در آموزش، از دو روش شنیداری و بصری آموزش را با کیفیت بسیار خوب بهره ببریم می توانیم اغلب متعلمان را تحت پوشش آموزش مناسب قرار دهیم.

 

مسلم است که استفاده از نرم افزارهای رایانه ای در تنظیم و تدریس دروس با توجه به گستردگی، امکانات و قابلیت هایی که دارند ما را با در اجرای این دو شیوه آموزش بسیار توانمند می سازند. استفاده از افکت های رایانه ای و قابلیت های چند رسانه ای آن می تواند در تنظیم مطالب درسی و شیوه ارائه بسیار غنی سازد.

امکانات تولید محتوای آموزشی قابل مقایسه با امکانات موجود در کلاس های آموزش(کتاب ها، گچ، تخته و ...) و قابل مقایسه نیست.

معلم و تدریس

یکی از دلایل در صحت نظریه استفاده از آموزش های تلفیفی نیز از همین جا می توان پی برد چرا که در آموزش های الکترونیکی تمی توان شیوه آموزشی جنبشی را پیاده سازی کرد. همچنین تعامل مستقیم میان دانشجو و استاد را نمی توان در فرآیند آموزش حذف کرد.

 

همچنین این ابزار آموزش ما را در دستیابی به آموزش فعال نیز بسیار توانمند می سازد زیرا که در این مورد سعی بر آن است که به تعداد دانش جویان راه برای آموزش فراهم آید تا هر یک بتوانند از شیوه موثر خود بیاموزند. همانطور که گفته شد مدل آموزش مجازی روشی دانش پژوه محور می باشد و به تعداد دانش جویان راه برای آموزش وجود دارد و این بیشتر از همه به خاطر تعاملی تر بودن آن است.

 


مرکز یادگیری سایت تبیان




نظرات() 

تاریخ:پنجشنبه 27 آبان 1395-08:21 ب.ظ

نویسنده :ستاره ی همیشگی...

سرد خانه....



نظرات() 

تاریخ:جمعه 21 آبان 1395-03:28 ب.ظ

نویسنده :ستاره ی همیشگی...

نوعی مربای پاییزی به نام مربای زرشک جنگلی.........ساخت نغمه لوژی



نظرات() 

تاریخ:جمعه 21 آبان 1395-03:22 ب.ظ

نویسنده :ستاره ی همیشگی...

پرواز بو فالو ها..........







بو فالو ها حیوانات جالبی اند همگی وفادار به یک پیشرو هستند وآن چه را که به آنها گفته می شود دقیقا انجام می دهند. آیا این جالب نیست که لحظه ای به این بیندیشید که شما افرادی  دارید که به شما وفادارند!آیا این وفاداری جالب نیست .افرادی داریم که دقیقا آن چه به آنها گفته می شود را انجام می دهند.آیا این چیزی نیست که ما خواستار آن هستیم. بوفالو ها بسیار بزرگ و عظیم الجثه اند. وقتی آنها به منطقه ای کوچ می کنند  تمامی منطقه را اشغال می کنند.  رییس بوفالو ها بودن  بسیار خوشایند است هر چند با پاره ای اتفاقات  و ناملایمات نیز همراه است. بوفالو ها پرسش نمی کنند !آنها فقط دنباله روی می کنند کافی است که بوفالوی جلودار را شناسایی کنند و به سمت پرتگاه هدایت کنیم.چه اتفاقی می افتد.تمامی گله در پی او حرکت می کنند بوفالوها تا زمانی که چیزی به آنها گفته نشده حرکتی نخواهند کرد تا وقتی که به آنها گفته نشود که چه کار کنند در گوشه ای می ایستند  و انتظار می کشند.آنها منتظر دستورات هستند.در بسیاری از سازمان ها هم افراد بسیاری را دیده ام  که با بی عملی منتظر دریافت دستورات می مانند ، اما کافی است قدری توجه کنند  که با این ایستادن در اطراف  و منتظر ماندن  برای دریافت دستورات رییس چه فرصت هایی را از دست داده اند. اما بر عکس همان گونه که می دانیدغازها پرندگانی زیبا و جالب هستند.هر غاز می داند  که باید به همان جایی برود  که مجموعه قصد دارد  به آن جا برود. از آن جایی که غاز پیشرو  به سبب وزش باد  در مسیر حرکت  زودتر از دیگران خسته می شود  به عقب گروه باز می گردد غاز دیگری از  بخش میانی مجموعه به جای او پرواز می کند  و در راس سایرین قرار می گیرد.چقدر من  این کتاب  کوتاه مدیریتی را دوست دارم.اساسا  از خصوصیات یک سازمان کارا این است که اعضا نسبت به یکدیگر متعهد هستند. غازها به خوبی درک می کنند  که نسبت به سر نوشت یکدیگر مسئولند آنها به سر نوشت همدیگر اهمیت می دهند بنابراین اگر یک غاز به هنگام مسافرت بیمار شود یا تیری به او اصابت کند و فرو افتد  دسته ای از غازها به همراه او به سمت پایین پرواز می کنند و او را تغذیه و از او حمایت می کنند تا بهبود یابد.جیمز بلاسکو در کتاب پرواز بو فالوها می گوید :موفقیت دائم حق انسان است اگرچه مو فقیت مرا به جایی که هم اینک هستم رسانده است اما مرا به به آن جایی که می خواهم باشم نمی رساند.قبرستان سازمان ها پر از از استخوان های افرادی است که این حقیقت را درک نکرده اند یا اگر کرده اند بسیار دیر متو جه شده اند.
برشی از شوق تغییر-می خواهم یک غاز باشم.


نظرات() 

تاریخ:پنجشنبه 20 آبان 1395-08:27 ب.ظ

نویسنده :ستاره ی همیشگی...

عشق بازی به همین آسانی ست.....



Image result for تصاویر عشق


عشقبازی‌ به‌ همین‌ آسانی‌ست...

كه‌ گلی‌ با چشمی‌

بلبلی‌ با گوشی‌

رنگ‌ زیبای‌ خزان‌ با روحی‌

نیش‌ زنبور عسل‌ بانوشی‌

كار همواره‌ ی باران‌ با دشت‌

برف‌ با قله‌  ی كوه‌

رود با ریشه‌   ی بید

باد با شاخه‌ و برگ‌

ابر عابر با ماه‌

چشمه‌ای‌ با آهو

بركه‌ای‌ با مهتاب‌

و نسیمی‌ با زلف‌

دو كبوتر با هم‌

و شب‌ و روز و طبیعت‌ با ما

عشقبازی‌ به‌ همین‌ آسانی‌ست...

شاعری‌ با كلماتی‌ شیرین‌

دست‌ آرام‌ و نوازش‌ بخش‌ بر روی‌ سری‌

پرسشی‌ از اشكی‌

و چراغ‌ شب‌ یلدای‌ كسی‌ با شمعی‌

و دل‌ آرام‌ و تسلا‌

و مسیحای‌ كسی‌ یا جمعی‌

عشقبازی‌ به‌ همین‌ آسانی‌ست...

كه‌ دلی‌ را بخری‌

بفروشی‌ مهری‌

شادمانی‌ را حر‌اج‌ كنی‌

رنجها را تخفیف‌ دهی‌

مهربانی‌ را ارزانی‌ عالم‌ بكنی‌

و بپیچی‌ همه‌ را لای‌ حریر احساس‌

گره‌ عشق‌ به‌ آنها بزنی‌

مشتری‌هایت‌ را با خود ببری‌ تا لبخند

عشقبازی‌ به‌ همین‌ آسانی‌ست...

هركه‌ با پیش‌سلامی‌ در اول‌ صبح‌

هركه‌ با پوزش‌ و پیغامی‌ با رهگذری‌

هركه‌ باخواندن‌ شعری‌ كوتاه‌ با لحن‌ خوشی‌

نمك‌ خنده‌ بر چهره‌ در لحظه‌ ی  كار

عرضه‌  ی سالم‌ كالایی‌ ارزان‌ به‌ همه‌

لقمه‌ ی  نان‌ گوارایی‌ از راه‌ حلال‌

و خداحافظی‌ شادی‌ در آخر روز

و نگهداری‌ یك‌ خاطر خوش‌ تا فردا

در ركوعی‌ و سجودی‌ با نیت‌ شكر

عشقبازی‌ به‌ همین‌ آسانی‌ست...

(از  شا دروان مجتبی کاشانی).....


نظرات() 

تاریخ:شنبه 8 آبان 1395-07:27 ب.ظ

نویسنده :ستاره ی همیشگی...

همگام با تدبیر..........




http://pmenqelab.noshahredu.ir

آدرس سامانه همگام دبستان پیام انقلاب







نظرات() 

تاریخ:شنبه 1 آبان 1395-05:00 ب.ظ

نویسنده :ستاره ی همیشگی...

مسافر........



Image result for مسافر



كوله ‌پشتی‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد. رفت‌ كه‌ دنبال‌ خدابگردد و گفت: تا كوله‌ام‌ از خدا پر نشود برنخواهم‌ گشت.
نهالی‌ رنجور و كوچك‌ كنار راه‌ ایستاده‌ بود. مسافر با خنده‌ای‌ رو به‌ درخت‌ گفت: چه‌ تلخ‌ است‌ كنار جاده‌ بودن‌ و نرفتن؛
درخت‌ زیر لب‌ گفت: ولی‌ تلخ‌ تر آن‌ است‌ كه‌ بروی‌ و بی‌ رهاورد برگردی. كاش‌ می‌دانستی‌ آن‌چه‌ در جست‌وجوی‌ آنی، همین‌جاست.
مسافر رفت‌ و گفت یك‌ درخت‌ از راه‌ چه‌ می‌داند، پاهایش‌ در گِل‌ است، او هیچ‌گاه‌ لذت‌ جست‌وجو را نخواهد یافت.
و نشنید كه‌ درخت‌ گفت: اما من‌ جست‌وجو را از خود آغاز كرده‌ام‌ و سفرم‌ را كسی‌ نخواهد دید؛ جز آن‌ كه‌ باید.
مسافر رفت‌ و كوله‌اش‌ سنگین‌ بود هزار سال‌ گذشت، هزار سالِ‌ پر خم‌ و پیچ، هزار سالِ‌ بالا و پست. مسافر بازگشت. رنجور و ناامید. خدا را نیافته‌ بود، اما غرورش‌ را گم‌ كرده‌ بود. به‌ ابتدای جاده‌ رسید. جاده‌ای‌ كه‌ روزی‌ از آن‌ آغاز كرده‌ بود. درختی‌ هزار ساله، بالا بلند و سبز كنار جاده‌ بود. زیر سایه‌اش‌ نشست‌ تا لختی‌ بیاساید. مسافر درخت‌ را به‌ یاد نیاورد. اما درخت‌ او را می‌شناخت.
درخت‌ گفت: سلام‌ مسافر، در كوله‌ات‌ چه‌ داری، مرا هم‌ میهمان‌ كن.
مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمنده‌ام، كوله‌ام‌ خالی‌ است‌ و هیچ‌ چیز ندارم.
درخت‌ گفت: چه‌ خوب، وقتی‌ هیچ‌ چیز نداری، همه‌ چیز داری. اما آن‌ روز كه‌ می‌رفتی، در كوله‌ات‌ همه‌ چیز داشتی، غرور كمترینش‌ بود، جاده‌ آن‌ را از تو گرفت. حالا در كوله‌ات‌ جا برای‌ خدا هست و قدری‌ از حقیقت‌ را در كوله‌ مسافر ریخت.
دست‌های‌ مسافر از اشراق‌ پر شد و چشم‌هایش‌ از حیرت‌ درخشیدو گفت: هزار سال‌ رفتم‌ و پیدا نكردم‌ و تو نرفته‌ای، این‌ همه‌ یافتی!
درخت‌ گفت زیرا تو در جاده‌ رفتی‌ و من‌ در خودم.
و پیمودن‌ خود، دشوارتر از پیمودن‌ جاده‌هاست.


نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 25 مهر 1395-06:34 ب.ظ

نویسنده :ستاره ی همیشگی...

چرا تفکر انتقادی...


معلم و عوامل موثر در بهداشت روانی دانش آموزان


چرا تفکر انتقادی؟!ضرورت نخست کشیده شدن به سمت تفکر انتقادی رها شدن از دام بی تفاوتی است.این روزها بسیاری را می بینید که به دلیل تنبلی فکری و دوری جستن از چند و چون کردن می گویند هر کسی حق دارد هر طور که خواست فکر کند   وسخن بگوید. برخی در ارتباط و بحث با دیگری درباره ی موضوعی می گویند: خب !این نظر توست نظر من هم این است. کاری ندارم تو چطور فکر می کنی آن چه می فهمم این است که نمی توانم فکر تو را بپذیرم چون با فکر من سازگاری ندارد.این گونه رفتارها انسان را در دام سفسطه می اندازد برای گریز از دام سفسطه گری باید به دنبال روشنگری رفت باید رسید باید علت 

رفتارها را در یافت باید فهمید که چرا بعضی  چنان یا چنین می اندیشند و داوری کرد .فرو گذاردن داوری  و نسنجیدن رفتارهای خود و دیگران  به معنای وانهادن است انسانی که داوری را به کنار بگذارد  انسانی بی تعهد به سرنوشت  خود است و بی تفاوت به سرنوشت دیگران.سرنوشت انسان ها در هم گره خورده اند . تفکر انتقادی چراغ راه است اگر درباره راهی که باید پیمود چند وچونی نکنیم چگونه می توانیم آن را بپیماییم.آن گاه که انسان ها بتوانند از راه تفکر انتقادی باورها و قوانین را بپذیرند برای آنهااحترامی واقعی قائل خواهند شد در غیر این صورت احترام به باورها و قوانین از سر ترس خواهد بود. 

حافظ می گوید:

عیب می جمله بگفتی...هنرش نیز بگوی

نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند 

حاصل سخن حافظ آن است که از یک منظر به دیده ها نگاه نکنید یک سویه نگری سبب خشک اندیشی می شود.تفکر انتقادی سبب می شود شخص به راه درست اندیشی کشیده شود. ازین طریق است که انسان از دام مرارت های بد اندیشی و کج اندیشی خود ودیگران رهایی پیدا می کند و بر پایه های مطمئن تری تصمیم هایش را بنا می کند.تفکر انتقادی ما را به سوی اندیشیدن به چیستی وچرایی می کشاند .چیستی و چرایی کردن است که ما را به داوری های پسندیده راهنمایی می کند.با اندیشیدن شوریدگی هدایت می شود و شوریدگی است که برای انسان سئوال پیش می آورد.

اندیشه ی نو،زندگی متفاوت...مجموعه کتابهای لذت زندگی

نشر مرآت



نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 11 مهر 1395-08:20 ب.ظ

نویسنده :ستاره ی همیشگی...

تکالیف من...



املای فارسی و غلط های املایی

تکالیف درسی  با خلاقیت خود معلم

دنیای امروز دنیای تغییر و چیز های جدید است.دیگر به روشهای سنتی نمی توان بچه ها را قانع و ارضا نمود .آنها دنبال چیزهای جدید و فناوری و بازی خلاق و کارهای به درد بخور هستند کارهایی که در زندگی آنها نمایان و نمود داشته باشد.با ر کردن آخر هفته ی دانش آموز از کاغذ و فرستادن او به خانه دردی را دوا نمی کند.باید مختصر و مفید کار نمود و از اسراف کاغذ هایی که هیچ چیز در دل آنها معلوم نیست پرهیز نمود.باید خانواده را درگیر آموزش کرد...در جلسات طرح فراگیر باید به والدین گفت:اگر دانش آموز فقط سر ش توی کتاب و دستش در دفتر مشقش باشد  تا شما آسوده باشید و راحت در گوشی همراهتان سیر و سفر کنید و به بازار چه ی محلی بروید و همه چیز را به معلم و آموزش پرورش بسپارید این نمی شود بلکه شما هم به نوعی باید درگیر آموزش با بچه ها و همراهی و همگامی با آنها باشید.یادگیری 4 ساعت در کلاس کافی نیست و این در حالی است که دانش آموز 20 ساعت را به اضافه ی تعطیلات در کنار پدر و مادر به سر می برد.پس آنها نقش عمده ای می توانند داشتنه باشند.دیگر زمان  آزمون های بیست سئوالی گذشته و معلم نباید زیاد خودش را اسیر و گرفتار کاغذ ها نماید.مخصوصا با این تراکم کلاسها و نوشتاری توصیفی کلی وقت معلم گرفته می شود .بنابراین توصیه می شود بیشتر از آزمون های عملکردی دست ساخته ی معلم استفاده شود.ما پارسال در زمینه ی آزمون های عملکردی کلاسهایی برای سر گروههای آموزشی داشتیم می توانید در این زمینه به سر گروهها مراجعه کنید.اگر آزمون های عملکردی دست ساخته ی معلم باشد که دیگر خیلی بهتر می شود.اگر می خواهید آزمون کتبی بگیرید آخر هفته 4 تا 5 سئوال مهم و کلیدی و تمریناتی که فکر می کنید بچه ها بیشتر در آن مشکل دارند بدهید و همون چند سئوال را خوب برای دانش آـموز و خانواده باز خورد بدهید و تجزیه تحلیل کنید.نیازی به آزمون های کتبی بیست سئوالی هر هفته یا هر ماه نیست...البته در کلاسهای بالاتر هر سه ماه می توانید این کار را انجام دهید به شرط این که آزمون هفتگی یک صفحه ای داشته باشید.برای صرفه جویی در کاغذ می توانید با یک تیر دو نشان بزنید و پشت همان برگه ی ریاضی در زنگ املا به بچه ها املا بگویید و همان را در پوشه  ی کار  بگذارید...از حجم کاریتان و نوشتنیهای بی فایده پرهیز و به مهمات بپردازید...بیشتر کارهای عملی از دانش آموزان بخواهید...این که یک فرغون آخر هفته به آنها کاغذ بدهید و نتوانید این همه کاغذ را بازخورد و تجزیه تحلیل کنید چه فایده ای دارد؟تکالیفی که من سالها در کلاسم انجام می دهم و اصلا کتاب کار هم برای بچه ها نمی گیرم...به خانواده ها می گویم اگر دوست دارید خودتان کتاب کار تهیه کنید  و در خانه اوقات فراغت را با بچه هایتان  کار کنید...خانواده ها اکثرا از من گلایه مند بودند که من مشق کم می گویم و یا مشق ها را زیاد نمی بینم.من به دانش آموزانم اطمینان دارم و می دانم که کاری که بهشون گفتم انجام می دهند..نیازی به خط زدن نیست می توانیم از چند دانش اموز منظم و زرنگ که کارهایشان را درست انجام داده اند کمک بگیریم.خانواده ها اکثرا می خواهند راحت باشند و بچه ها یکسره بنویسند و بخوانند .آنها نمی دانند که این زیاد فایده ندارد.بچه ها با بازی و تفریح و گردش و تلویزیون و حتی بازی کامپیوتری هم در حال یاد گیری هستند...یادگیری فقط منحصر به کلاس و مدرسه نیست.

تکالیف من

1-32 کلمه به دلخواه از درس انتخاب و به ترتیب حروف الفبا بنویس...این تمرین حتی در دوره ی دانشگاه نیز باید داده شود چ

ون دانش جویان هنوز برخی ترتیب حروف الفبای زندگی را نمی دانند.

2-32 کلمه ی سه نقطه ای از درس پیدا کن و بنویس.

3-32 کلمه ی سه  بخشی از درس انتخاب و بنویس و با ده تای آن جمله بساز.

4-یک جدول نه خانه ای بکش و. نه کلمه از درس انتخاب و داخل آن بچین....سپس با کلمات افقی جمله ی خنده دار و با کلمات عمودی جمله ی پرسشی بساز....

5-نتیجه ی درس را در یک یا دو بند بنویس.

6-امشب به پدر یا مادرتان املا بگویید می خواهم ببینم خط انها چگونه است...هر کس پدر و مادرش خوش خط باشد یک جایزه دارد....چند کلمه را درست ننوشته اند ...در این مورد به پدر و مادر چه توصیه ای دارید...چگونه به آنها یاد می دهید؟هدف اعتماد به نفس

7-دو بند آخر درس را بنویس.

8-2 بند از درس را به صورت کچلی یا بی نقطه بنویس.

برای فرداشب مشق راحت تر است حالا نقطه های مشق دیروز را بگذارید...هدف...تقویت تمرکز

9-از کدام قسمت درس بیشتر خوشت آمده است...بنویس.

10-درس امروز را خلاصه نویسی کن.

11-در زمینه ی ریاضی بعد از تدریس دو تا تمرین بدهید و همان جا سر کلاس حل کنند...یا فردی یا گروهی....عملکردی

یک تلق شفاف و یک ماژیک و دستمال داشته باشند و هی تمرین بنویسند و هی پاک کنند.

12-برای بهتر شدن روخوانی یک شب مشق نگویید و بگویید امشب فقط رو خوانی داریم...یک درس هدیه را مادر برای شما بخواند و شما همان درس را برای پدر بخوانید.

13-از کتابهای دیگر نیز مشق بگویید حتی ریاضی....

14-عدد بدهید تا دانش اموزان خودشان مساله بسازند آنها از بس مساله حل کرده اند خسته شده اند.حالا بگذارید مساله ای که خود ساخته اند حل نمایند.

15-یک کاردستی برای آخر هفته با وسایل دور ریختنی بسازنئد و بیاورند.

16-خاطره ی یک سفر یا مهمانی یا عروسی  یا گردش خود را به همراه نقاشی اش به کلاس بیاورند.

17-یک روزنامه دیواری در زمینه ی علوم و ریاضی یا هدیه برای آخر هفته شان سفارش بدهیم .

18-تمرین عدد نویسی از آخر به اول...مثلا از هزارو پنجاه تا هزار بنویسند...دنده عقب

19-در داخل  تکلیف روزانه حتما  یک تمرین ازچهار عمل اصلی باشد.

20-از کتاب گلستان سعدی یک حکایت بنویسند و بیاورند.

21-از کتاب شاهنامه ی فردوسی یک شعر به دلخواه بنویسند.

یک کتاب داستان بسازند.22-

یک کتاب داستان به آنها بدهیم و خلاصه نویسی کنند.23-

24-در مورد یکی از برنامه های تلویزیونی یک گزارش بنویسند.

25-به سراغ پدر بزرگها و مادر بزرگها بروید و چند بازی محلی از آنها یاد بگیرید و در کلاس اجرا کنید.

یک صفحه املا را در رایانه تایپ و بیاورید.26-

پاور پویینت علوم بسازید.27-

28-بنویس روز جمعه از  صبح تا غروب چه برنامه هایی داشتی.

29-یک دانه  و گل بکارید و گزارش رشدش را هر هفته بیاورید.

30-ضرب المثل های جدید بسازید .

31-در مورد این ضرب المثل تصویر سازی کنید.

32-والدین را جهت قصه گویی به کلاس دعوت کنید.هر هفته  یک قصه

33-از والدین هنرمند در زنگ هنر استفاده کنید.

34-برای خودتان یک کتاب کار داشته باشید و جهت تنوع چند تمرین جالب از آن انتخاب و جهت  تکلیف به آنه بدهید.

35-خانواده خودش آزمون هفتگی از دانش آموز داشته باشد و به معلم گزارش و باز خورد دهد.این می شود باز خورد در باز خورد.

و انواع و اقسام تکالیف خلاق دیگر که معلم با علم شناختش به دانش آموز می تواند برای آنها در نظر بگیرد...متشکرم...نجمه دائمی

 

 



نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 5 مهر 1395-08:33 ب.ظ

نویسنده :ستاره ی همیشگی...

هنوز نمرده جانشین خوب داره....




هنوز نمرده جانشین خوب دارد. 

ما یک ضرب المثل داریم که میگه...هنوز نمرده ،جانشین خوب دارد.حال با ذکر مثالی  ،شیر جه ای به درون این ضرب المثل می زنیم.اگر کسی که  افکار و اعمال مثبت دارد و همگان او را قبول داشته باشند  و زیردستان او نیز  مثل خودش عمل کنند  به قول قدیمی ها  ،این جور مواقع می گفتند  هنوز نمرده جانشین خوب دارد.اما متاسفانه این ضرب المثل  را در مورد  افرادی به کار می برند  که افکار و رفتار مثبتی به آن صورت ندارند.مثلا ممکن است کسی تلخ زبان باشد یعنی زبان زننده و گزنده داشته باشد ،یکی خسیس و جمع کن باشد،یکی اهل بیرون و ددری باشد  ...یکی مدام با جیغ و داد کارش را پیش ببرد ...یکی ولخرج باشد و همیشه بدون حساب و کتاب خرج کند  و رفتاری از این قبیل...و یکی در خانه پیدا شود که مثل او باشد آن وقت می گویند هنوز نمرده جانشین یا جانشینان خوب دارد.اما روی سخن ما با همان افکار و رفتار مثبت است  و مسئله ی مهمی به نام اعتماد....زمانی که اعتماد جاری می شود چه در خانه چه در مدرسه و یا هر سازمانی...به نوعی جانشین پروری رنگ می گیرد.حتما شنیده اید که می گویند مثلا کسی یکی از آرزوهایش این است که مثل فلانی باشد مثل آن خانم رفتار کند.مثل آن اقا حرف بزند به نوعی می خواهد بگوید که یعنی من می خواهم جای او باشم.البته هیچ کس جای کسی را نمی تواند بگیرد چون به علت تفاوتهای فردی هر کسی توانایی خودش را دارد و هیچ کس نمی تواند جای کسی را بگیرد اما می تواند به جای او بنشیند.اگر معلمی مثلا به خاطر مشکلی چند روز به کلاس نیاید من فکر می کنم هیچ کس مثل خود او بچه ها را نمی شناسد و نمی تواند مثل خود او کار کند .فقط یک نفر چند صباحی کار کلاس را می گرداند.در گذشته بزرگترها برای رفتن به سفر وصیت نامه می نوشتند  و آن را به فرزندی می دادند که به او اعتماد بیشتری داشتند و معمولا هم فرزند بزرگتر این جانشینی را بر عهده می گرفت.اما این جا مسئله ی لیاقت هم مطرح می شود  و صرفا بزرگتر بودن اعتماد و لیاقت را نمی طلبد .زمانی که از فردی لیاقت می بینی  و یا مثلا می بینی کارش درست است  و احتمال خطا در کارهایش کم است  و گاهی حتی به صفر می رسد  به او اعتماد بیشتری پیدا می کنی  تا جایی که حتی می توانی کلید خانه ات را به او بسپاری.در گذشته زمانی که بزرگترها به مسافرت  چند روزه می رفتند به بقیه نصیحت و دلالت و سفارش می کردند که جان من  و جان تو و جان خونه...علی الخصوص صندوق خونه......پدری که به سفر حج می رفت  و وصیتش را به یک آدم مطمئن می سپرد  و یا به یکی از فرزندانش می گفت در نبود من این کار را انجام بده و یا این کار را انجام نده.این تا حدودی همان جانشین پروری است  که باید در مدارس و سازمان ها  به نحو احسن شکل بگیرد.یعنی مدیران و بالا دستها  نیرو های زبده  و تازه نفس و علاقمند  و با انگیزه ای را که دارند  و دیده شده که کارهایشان را به نحو احسن انجام داده اند  و می توانند خوب کار کنند و  این علاقه و انگیزه را نیز به دیگران هم منتقل کنند انتخاب و شناسایی  و به نوعی جانشین پروری داشته باشند  که معمو لا نیز همین طور است.جانشین پروری نمی تواند براساس سفارش و پارتی باشد بر اساس لیاقت و کار آمدی است.باید روی جانشین پروری هم به نوعی فرهنگ سازی شود و کار شود چون همیشه یک چیز ثابت و مطلق وجود ندارد.گاهی بالا دستی ها می توانند با انواع آموزش های به روز  و به موقع و به درد بخور طبق مقتضیات روز و زمان  و یا با ایجاد انگیزه در کارکنان  و یا حتی با آزمایش انها و قرار دادن آنها در شرایط سخت می توانند نیروهای زبده و کار آمد  و آبدیده تربیت و آنها را به جای خود بگمارند  به نوعی می شود گفت یک نوع جانشین پروری ....البته خودمانیم ها...بعضی ها هنوز نمرده جانشینان خوب دارند.اما این فقط یه ضرب المثل است به شما بر نخوره یه وقت....




نظرات() 

تاریخ:پنجشنبه 1 مهر 1395-05:06 ب.ظ

نویسنده :ستاره ی همیشگی...

کارگاه توجیهی برنامه ی تدبیر با حضور دکتر شکوهی...امروز در گلستان...سالن کنفرانس کانون طاها







کار گاه تو جیهی برنامه ی تدبیر امروز در سالن کنفرانس کانون طاهای گرگان با حضور کارشناسان


و نمایندگان تدبیر از کل استان  بر گزار شد.ابتدا جناب آقای دکتر رزاقی بیاناتی در مورد تدبیر داشتند


سپس جناب دکتر شکوهی  معاون  مدیر کل دفتر دبستانی وزرات آموزش و پرورش در مورد برنامه ی 


تدبیر ایراد سخن فرمودند.خلاصه ای از بیانات ایشان:


توجه مسئولین به اهمیت مدیریت مدرسه-نقش و اهمیت  مدیریت در دست یابی به عملکرد

با کیفیت-عصر مدیریت و عصر زندگی سازمانی-مدیریت مدرسه و الزام های تحولی-برنامه ریزی

بر اساس نیاز بی نهایت و منابع محدود-تفکر استراتژیک و غیر استراتژیک-

مدیریت محصول تفکر و اندیشه  و تلاش و  اقدام مجموعه   آدمهایی است  که با هم در یک سازمان

فعالیت می کنند.اگر انسانی را از هشتاد سال پیش به خیابان های الان بیاوریم تغییرات را متوجه

می شود ولی اگر همین آدم هشتاد سال پیش را به مدرسه بیاوریم او می گوید این مدرسه همان

مدرسه ی قدیم است یعنی این که تغییرات ما در مدرسه ها ،از همه لحاظ خیلی کم است .


اگر قرار باشد در مدرسه همه چیز وجود داشته باشد  مدیریت بی معناست.مدیری مدیر است که

 از دارایی در اختیار خودش  با وجود محدودیت های فراوان  گام برداشته  و مجموعه را به پیش ببرد و


وقتی آدم داخل مدرسه اش می رود پویایی را ببیند.ببیند که  فعالیت گروهی موج می زند  -علاقه به


کار وجود دارد .برای دانش آموزان و برای سنجش و ارزش یابی و برای ارتباط با خانواده ها تفکر دارد.


بخش نرم افزاری وجود انسان تفکر است.تفکر استراتژیک می گوید من کجا هستم ،کجا می خواهم بروم


و چگونه بروم ...گذشته را خوب تحلیل کنم و  از خود بپرسم وضعیت حال من چگونه است  و چگونه به نقطه ی


مورد نظر (آینده )برسم.مدیر باید از  فضای فیزیکی اطرافش آگاهی داشته باشد نه این که نداند مدرسه اش


چند اتاق دارد!.....سوار بر موج تغییر شدن نوعی تفکر استراتژیک است.تولید یک برنامه ی سالانه باید مبتنی


بر نیاز های واقعی با توجه به  شرایط مدرسه باشد.مدیریت باید تیمی و مشارکتی باشد و وظایف بین افراد


تقسیم شود نه این که مدیر همه ی کارها را خودش انجام دهد.مدیر باید توانایی برقراری ارتباط عمیق را

با دیگران  و کادر خودش داشته باشد  و مذاکره اش قوی باشد.اهدافی که در برنامه اش نوشته ،

تحقق پذیر و عملیاتی باشد.یادمان باشد  به بخشهایی از مدیریت بپردازیم که مورد غفلت واقع شده است.








نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 31 شهریور 1395-05:15 ب.ظ

نویسنده :ستاره ی همیشگی...

مهر را با شعر زنده یاد یمینی شریف کلیک کنیم.




کودکان این زمین و آب و هوا

این درختان که پرگل و زیباست

باغ و بستان و کوه و دشت همه

خانه ی ما و آشیانه ی  ماست

 

دست در دست هم دهیم به مهر

میهن خویش را کنیم آباد

یار و غمخوار یکدگر باشیم

تا بمانیم خرم و آزاد.



نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 29 شهریور 1395-06:31 ب.ظ

نویسنده :ستاره ی همیشگی...

شعری زیبا از پدر عزیزم...یا علی


شیر خدا شهنشه والا بود علی

 

یار محمد ولی الله بود علی

 

اول کسی که کرد قبول از نبی و گفت

 

اشهد ان لا اله الا الله بود علی

 

بعدش بگفت از دل و جان در همان زمان

 

اشهد ان محمد رسول الله بود علی

 

بهر صدور دین محمد به جامعه

 

از جان گذاشت مایه و تنها بود علی

 

در جنگها همره پیغمبر خدا

 

بگرفت او لقب لا فتا بود علی

 

هر مشکلی که رو نموده به مسلمین

 

در هر زمان مشکل گشا بود علی

 

فخر است بهر ما که شدیم شیعه ی علی

 

ناد علیا  علیا  هم   بود علی

 

دارم امید از خداوند ذو الجلال

 

یار من حقیر علی اکبر بود علی

 

شافع شود میان من و رب دائمی

 

در شب دفن و صحنه ی محشر بود علی


حاج علی اکبر دائمی




نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 22 شهریور 1395-06:21 ب.ظ

نویسنده :ستاره ی همیشگی...

خط خیال.........شعری به زبان ریاضی



Image result for تصاویر ریاضی


من دلم می خواهد

مثل یک دفتر صد برگ ریاضی باشم

و شبی

در دل یک میز فراموش شوم.

یا دلم می خواهد

مثل یک قالب گچ

بر دل تخته سیاه

محو اخلاق و قوانین ریاضی بشوم

من دلم می خواهد

همدم کسری باشم

که اگر در دل من ضرب شود

صورتش ساده شود

و سپس هوش مرا جمع کند

گه دلم می خواهد

وتری باشم و از دایره بیرون نروم

کاش چشمم

راس یک زاویه ی باز محاطی

و همیشه

متقابل به کمان متناظر باشد

خصلت اصل توازی زیباست

پس بیایید همه

هندسه را درک کنیم

و به خاصیت پر گار کمی پی ببریم

محور خود ز میان برداریم

به محیط خودمان سیر کنیم

مثل یک پاره خط

بسته ز هر سو نشویم

روی این محور اعداد قدم بر داریم

پای در دام تعصب ننهیم

پی مفهوم حقیقی بدویم

تا تصور نکنیم

بی نهایت

عدد است

زندگی یک رو نیست

مثل منشور سه پهلوی

تلاش و ادب و سادگی است

حجم منشور سه پهلو مان را

همه پیمانه کنیم

تا به گنجایش بسیار بشر پی ببریم.


مجید امیری


نظرات() 



  • تعداد صفحات :18
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...